سیاوش که فارغ التحصیل سینماست و مدتی در این زمینه کار کرده به دلیل رکود تولید فیلم بیکار شده و با پیکانش مسافرکشی می کند تا بتواند مهریه ی همسر سابق خود را که 1362 سکه است و دادگاه آن را قسط بندی کرده به شکل ماهانه بپردازد. یک شب در میدان آزادی مرد میانسالی را سوار می کند که دکتر است. دکتر که پانافوبیا (همه چیزترسی) دارد تمام سرمایه ی خود را به خاطر تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران از دست داده و بار گیاهی را که می خواسته وارد کند در کشتی ای در بندر کشوری آفریقایی مانده است. این گیاه جینگو نام دارد و دم کرده ی آن می تواند حافظه و خاطرات فراموش شده ی افراد را بازگرداند. دکتر که از دست شرخرها فراری است، از سیاوش می خواهد که با او زندگی و ازش مراقبت کند. سیاوش که در ماشین می خوابد پیشنهاد را می پذیرد و کم کم دوستانش اشکان، آرش، مهدی و امیرحسین که همگی تخصصی در هنر دارند به او می پیوندند. خانه ی دکتر تبدیل می شودبه پلاتوی تمرین نمایشی که آنها قصد دارند در خیابان اجرا کنند، در حالی که طبق پیشگویی نوستراداموس چند روز بیشتر به پایان دنیا باقی نمانده....
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- موسسه آوای کوچه خاطره ها، موسسه فیلمسازان مستقل آریایی
- /
- شرکت پخش کننده :
- سینمای هنر و تجربه
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
جلوه های ویژه
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...