جوانی به نام سهراب و دوستش بیژن که به واسطه عشقش به سینما، جلوی سینما اروپای تهران دی وی دی فیلم می فروشد و همان جا هم زندگی می کند، برای دریافت طلبشان از شخصی به نام قادر راهی محله های مرکز تهران می شوند. سهراب شنیده که قادر قصد دارد به ترکیه فرار کند. بنابراین آنها فقط یک روز برای دریافت طلب شان فرصت دارند. بیژن پیش نامزدش پروانه می رود، مباغی پول به او می دهد و قول می دهد برای یافتن قاد تمام تلاشش را بکند. سهراب و بیژن طی جست و جوی شان یکی از آدم های قادر را پیدا می کنند و با تعقیب او به گاراژی می رسند. آنجا با گروهی که یک کیف پر از پول را به قادر می دهند، درگیر می شوند و قادر از توی ماشین نظاره گر آنهاست. سهراب و بیژن طی درگیری زخمی می شوند. سهراب، بیژن را که زخمش عمیق تر است به سینما بازمی گرداند و خودش با وجود مخالفت او، می رود که به جست و جو ادامه دهد. او همچنین یکی از دوستان شان را می فرستد تا مراقب بیژن باشد. آن دوست هم با دیدن وضعیت بیژن، پروانه را به بالین او می آورد. پروانه می داند تلاش آنها به جایی نمی رسد. سهراب در حین جست و جو به دختر جوانی برمی خورد که او نیز در پی وصول چکی است که از قادر گرفته است. آنها با هم همراه می شوند و باز هم در پی تعقیب یکی از آدم های قادر به یک انبار می رسند اما موفق به یافتن او نمی شوند. دختر به پیشنهاد سهراب تصمیم می گیرد چک را نقد کند. سهراب از شرخری درخواست کمک می کند و او دختری ارمنی را معرفی می کند. سهراب و دختر در پی دختر ارمنی به چند جا مراجعه می کنند اما موفق به نقد کردن چک نمی شوند. روز دارد به پایان می رسد و دختر جوان که از وصول چک ناامید شده، نزدیک میدان آزادی از سهراب جدا می شود و با یک تاکسی به سمت میدان می رود. سهراب از روی پل عابر مشرف به میدان، نظاره گر اوست. از سوی دیگر، پروانه هم با چمدانی در دست، نزد مردی فیلم فروش می آید که فیلم های امانتی را بازگرداند و بگوید که تصمیم گرفته به شهرش برگردد. او سه سال پیش در پی رویای بازیگر شدن به تهران آمده و ناکام مانده است. حالا خسته و ناامید، دلتنگی برای مادر را بهانه می کند و می خواهد برگردد. پروانه هم لحظه ای از همان پل عابر، میدان آزادی را تماشا می کند. سپس یک تاکسی می گیرد و به سمت میدان می رود، نخستین مکانی که سه سال پیش، به محض ورودش به سینما دیده بود. سهراب که با همه ی تلاشش به نتیجه ای نرسیده، به سینما برمی گردد و همراه بیژن تصمیم می گیرند کار دیگری شروع کنند.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 24,594,000 تومان (تهران)
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
شهره قمر
دختر طلبکارتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...