فردا

1392

Tomorrow

Farda
5.2 ۵ کاربر
امتیاز سایت :
1 از 5 - ضعیف
  • 1394/03/16
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  86 (دقیقه)

فردا: ماشینی در جاده در حال عبور است، و لحظاتی بعد با مردی در جاده تصادف می کند. دیروز: مادر به همراه دخترش در جاده ای جنگلی در حال رانندگی است و هدف از سفر کوتاه شان پروژه ی عکاسی دختر است. در همان جاده مردی دکتر/محمود در پشت وانتی نشسته و به سمت مقصدی می رود. راننده او را تا جاده ای می رساند و برای ادامه ی مسیر به دکتر راهی را نشان می دهد که باید پیاده تا ویلای جنگلی دوستش برود. از طرفی مسعود پدر خانواده بعد از بیدار شدن از خواب متوجه غیبت همسر و نبودن ماشین می شود. طی تماسی با دوستش و کارگرانی که صندلی های کرایه ای را به خانه ی آنها می آورند، متوجه می شویم مراسمی در هنگام شب در این خانه در حال برگزاری است. مرد آشکارا ناراحت و نگران است و با دوستش علی به دنبال همسر و دخترش می رود. در حین گفت گوهای مرد و دوستش متوجه وجود مشکلی در زندگی آنها می شویم و گفت و گوی مشابهی نیز بین مادر و دختر هم در جریان است. در ادامه ی راه و در همان جاده ماشین مادر و دختر خراب می شود و دکتر هنگام عبور از کنار آنها کمک می کند که اتوموبیل را به گوشه ی امن تری از جاده هُل بدهند. بعد از رفتن دکتر آنها در همان مکان به گفت و گو و بازی و عکاسی ادامه می دهند. دکتر بعد از طی مسیری متوجه می شود مسیر را اشتباه رفته و در جنگل گم شده است. مدتی بعد با مرد هیزم شکنی برخورد می کند و به خاطر آشنایی هیزم شکن با منطقه با او همراه می شود. با تاریک شدن هوا  هیزم شکن دکتر را به کلبه ای جنگلی می برد و پیشنهاد می کند تا روشن شدن هوا در آنجا بمانند و فردا به دنبال ویلای دوست دکتر بروند. هیزم شکن دکتر را به قصد یافتن هیزم ترک می کند. در مدتی که دکتر تنها مانده از صدای گرگ و کفتارهای داخل جنگل می ترسد. هیزم شکن اره و وسایلش را در کلبه گذاشته است. بعد از بازگشتش دکتر درِ کلبه را باز نمی کند و تقاضا می کند به خاطر وحشتی که از تنها ماندن دارد هیزم شکن شب را آنجا بماند. با جواب منفی هیزم شکن، دکتر سعی می کند با پیشنهاد پرداخت پول، او را از رفتن منصرف کند که منجر به عصبانیت هیزم شکن می شود. هیزم شکن روی کلبه نفت می ریزد و آن را آتش می زند، در حالی که دکتر داخل کلبه است. دکتر از ترس بی هوش می شود و وقتی به هوش می آید متوجه می شود کلبه آتش نگرفته و انگار بخشی از چیزهایی که دیده خواب یا کابوس او بوده است. بعد از خروج از کلبه پالتوی هیزم شکن روی کُنده ای قرار دارد به شکلی که انگار مردی کنار آتش نشسته است. هیزم شکن ابزار و اره اش را برداشته و مدت ها قبل، وقتی او در خواب بوده از آنجا رفته و پول هایی که شب گذشته دکتر به مرد پیشنهاد داده روی زمین ریخته اند. دکتر از کلبه می گریزد. علی و مسعود ماشین را تا جلوی تعمیرگاهی در همان حوالی بکسل کرده اند. مکانیک اعلام می کند فردا صبح می توانند برای بردن ماشین مراجعه کنند. امروز: اِسی دوست شاگرد مکانیک صبح زود به تعمیرگاه می آید و با احمد پروانه، شاگرد مکانیک اتوموبیل مادر و دختر را می دزدند و به سمت اسکله ای حرکت می کنند. در زمان انتظارشان روی اسکله متوجه می شویم که این دو پس از دزدی هنگفتی که اِسی انجام داده قصد دارند از کشور فرار کنند. در زمانی که منتظر آمدن قایق قاچاقچی ها هستند دعوایی بین آنها رُخ می دهد و اِسی به دست پروانه کشته می شود. با آمدن قایق پروانه اعلام می کند اِسی رفته است. قاچاقچی حرف او را باور نمی کند و بدون این که چیزی به او بگوید پروانه را به نقطه ی اول برمی گرداند و با دوست دیگرش به پروانه حمله می کنند. پروانه از دست آنها فرار می کند و دوباره با همان اتوموبیل به جاده می زند. از طرفی با آمدن مسعود به کنار ماشین متوجه مرگ دختر در چند ماه گذشته می شویم. دختر که برای عکاسی به همین نقطه آمده بوده بعد از تصادف با یک وانت کشته می شود و این واقعه زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده است. مسعود از همسرش می خواهد که دوباره او را به محل کشته شدن دخترش نکشاند. زن را سوار اتوموبیل دوستش می کند و با بکسل کردن اتوموبیل از آنجا می روند. دکتر پس از گریز از کلبه، به سرعت به سمت جاده می آید و با اتوموبیل مادر و دختر که پروانه راننده ی آن است تصادف می کند.


اطلاعات بیشتر


  • شرکت پخش کننده :
  • گروه هنر و تجربه
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • بندر انزلی، استان گیلان (ایران)

کارگردان
ایمان افشاریان
ایمان افشاریان
نویسنده فیلمنامه
ایمان افشاریان
ایمان افشاریان
مدیر فیلمبرداری
سینا کرمانی زاده
سینا کرمانی زاده
موسیقی متن
بهزاد عبدی
بهزاد عبدی
تدوین
معین شافعی
معین شافعی
صدابرداری
علیرضا نوین نژاد
علیرضا نوین نژاد
صداگذاری
احسان افشاریان
احسان افشاریان
طراحی صحنه
سوده شرحی
سوده شرحی
طراح لباس
سوده شرحی
سوده شرحی
عکاس
مهدی شاه حسینی
مهدی شاه حسینی
چهره پردازی
سودابه خسروی
سودابه خسروی
بازیگر
ستاره اسکندری
ستاره اسکندری
مادر
صادق صفایی
صادق صفایی
هیزم شکن
علی دهکردی
علی دهکردی
مسعود
سوده شرحی
سوده شرحی
دختر
امیررضا دلاوری
امیررضا دلاوری
احمد پروانه / شاگرد مکانیک
مجید آقاکریمی
مجید آقاکریمی
اِسی
علیرضا شجاع نوری
علیرضا شجاع نوری
دکتر / محمود
محمدرضا علیمردانی
محمدرضا علیمردانی
علی
تهیه کننده
حسین صابری
حسین صابری

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/