رد کارپت

1392

Red Carpet

فرش قرمز
6.18 ۳۴ کاربر
امتیاز سایت :
2 از 5 - متوسط
  • 1392/4/4
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  76 (دقیقه)

رضا، یک هنرور بازیگری / سیاه لشگر که سالها تئاتر کار کرده و در چند فیلم و سریال، هنروری کررده و رویای پیشرفت در سر دارد، امکاناتی به دست می آورد که به جشنواره کن برود و مصمم است که از شانس حضور استیون اسپیلبرگ و وودی آلن در جشنواره استفاده کند و طرح فیلمنامه ای را که درباره تهران نوشته به دست آنها برساند و قانع شان کند که آن را بسازند. او در ابتدای ورود می کوشد با زن های غربیِ همسفر خود ارتباط و دوستی برقرار کند اما مورد بی توجهی آنها قرار می گیرد. در مسافرخانه ای کوچک ساکن می شود که مدیرش یک زن فیلیپینی است که او هم به دلبری های رضا پاسخ مثبتی نمی دهد. رضا در خیابان های کن آواره و بی هدف به این سو و آن سو می رود و تماشاگر رفت و آمد مردم است. به صورت تصادفی با علی سرتیپی (تهیه کننده و پخش کننده سینما) برخورد می کند و به اصرار از او می خواهد ارتباطش را با اصغر فرهادی برقرار کند اما موفق نمی شود سرتیپی را مجاب کند. رضا نه بلیت تماشای فیلم ها را دارد و نه کارت ورود به کاخ جشنواره؛ حتی یک نردبان هم ندارد تا از آن بالا برود و بتواند ورود ستاره های سینما را تماشا کند. او البته موفق می شود با استفاده از کارت خانه سینما وارد کاخ جشنواره شود اما حتی نمی تواند به اسپیلبرگ و یا فرهادی نزدیک شود. در یک مغازه تصادفا به یک جوان ایرانی به نام جمال برمی خورد که مدتی با همراه می شود. فردای آن روز نردبان همسایه را کِش می رود و از آن برای تماشای ستارگان روی فرش قرمز استفاده می کند. او به توصیه جمال، کت و شلوار می پوشد تا به عنوان یک مهمان محترم شناخته شود و شاید جدی تر گرفته شود. یک بار با یک عدد بلیتی که جمال برایش گرفته وارد سالن می شود اما امکان مواجهه و گفت و گو با اسپیلبرگ را به دست نمی آورد. جمال به بهانه این که وودی آلن را دیده، او را به کافه ای می برد که فقط عینکی شبیه عینک وودی آلن روی یکی از میزهای آن است. جمال از غفلت رضا استفاده می کند و موبایل و پول های او را می دزدد. رضا که دیگر پولی برایش باقی نمانده، از مسافرخانه می گریزد و در خیابان های کن آواره می شود. سپس، به دلیل گرسنگی سعی می کند با زدن دفی که جمال نزد او جا گذاشته، از رهگذران پولی برای خرید غذا بگیرد. در پایان او را در حالی می بینیم که در پیاده رو خوابیده و پرچم ایران را برای محافظت از سرما روی خودش انداخته است.


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • 2,782,714,000 تومان (تهران)

  • شرکت تولید کننده :
  • ایران نوین فیلم
  • /
  • شرکت پخش کننده :
  • فیلمیران
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • کن (فرانسه)، تهران (ایران)

کارگردان
نویسنده فیلمنامه
احمد احمدی
احمد احمدی
موسیقی متن
حمیدرضا صدری
حمیدرضا صدری
تدوین
محمد توکلی
محمد توکلی
صدابرداری
رودریکو آلیسا
رودریکو آلیسا
- - - - - -
- - - - - -
طراحی صحنه
کیوان مقدم
کیوان مقدم
طراح لباس
کیوان مقدم
کیوان مقدم
عکاس
- - - - - -
- - - - - -
چهره پردازی
محسن بابایی
محسن بابایی
بازیگر
جمال هاشمی
جمال هاشمی
علی سرتیپی
علی سرتیپی
خودش
امیر نوری
امیر نوری
خودش
سوسن پرور
سوسن پرور
مارک انصاری
مارک انصاری
ماجین موسوی
ماجین موسوی
ماریو مینگ لانا
ماریو مینگ لانا
مدیر مسافرخانه
کریستین بی فورت
کریستین بی فورت
زن جوان سرخپوش
حسین یاریار
حسین یاریار
خودش
جمال هاشمی
جمال هاشمی
تهیه کننده
احمد احمدی
احمد احمدی
ماسک خنده بر صورت
ماسک خنده بر صورت
۱۳۹۳/۵/۷ ساعت ۱۳:۳۷

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/