فریبا که در گذشته به دلیل اعتیاد مادر، به فحشا کشیده شده با مرتضی خانی ازدواج کرده و در خانه ای محقر زندگی می کنند. مرنضی مردی شکاک، پرخاشگر و فحاش است که با همه ی عشقی که به فریبا دارد از ترش روی آوردن مجدد او به کارهای گذشته، او را در خانه حبس می کند. یک روز که زن برای دادن آزمایش بارداری بیرون رفته و با جعبه شیرینی به دست به خانه برمی گردد، مورد ضرب و شتم مرتضی قرار می گیرد و طبق معمول در خانه زندانی می شود. آن شب مرتضی به خانه برنمی گردد و فردا صبح خبر می رسد که در اثر تصادف با وانتش، در بیمارستان بستری شده است. فریبا به دیدنش می رود و پس از چند روز از دکتر می شنود که او فلج شده و دیگر هرگز بچه دار نخواهد شد. فریبا اقدام به تعمیر وانت می کند و شروع می کند به مسافرکشی و بارکشی جهت تامین هزینه های درمان مرتضی. اما مرتضی از این وضع راضی نیست و وقتی می فهمد که همسرش به سراغ دوستان ناباب گذشته اش رفته دعوای سختی بین آنها درمی گیرد. در واقع فریبا برای تسویه حساب با یکی از دوستان قدیمی به سراغش رفته است. فریبا پس از چند روز کار مشقت بار اما آبرومندانه، با پول کافی به بیمارستان می رود تا برای ترخیص همسرش اقدام کند اما آنجا متوجه می شود که پدر و خواهر مرتضی پیشتر او را به خانه شان برده اند. فریبا به خانه ی خانواده سنتی مرتضی می رود تا همسرش را به خانه خودشان ببرد اما با برخورد خصمانه ی مادر و خواهرانش رو به رو می شود که او را به شدت کتک می زنند و مرتضی بدون هیچ واکنشی از پشت پنجره تماشا می کند. فریبا سقط جنین می کند و وقتی به خانه برمی گردد که وسایل مرتضی را برده اند. در پایان فریبا با پوشیدن ژاکتی که در تمام مدت بستری مرتضی برای او بافته اما هرگز فرصت نکرده تنِ او ببیند، از خانه بیرون می رود تا سرنوشت دیگری برای خود رقم بزند.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 16,937,000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- نور تابان
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...