برف

1392

Snow

Barf
7 ۳ کاربر
امتیاز سایت :
3 از 5 - خوب
  • 1393/04/03
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  90 (دقیقه)

امید در مرخصی سربازی اش به خانه آمده و امشب مراسم خواستگاری خواهرش سارا است. خواستگار، مهندسی در شرکت بی ام و است و قرار است سارا را با خود به آلمان ببرد. امید بخ ظاهر خانه و رفتار و مادر و برادرش مشکوک می شود. گویا در نبود امید اتفاق های زیادی رُخ داده است. همه به سئوال هاییش جواب سربالا می دهند و به نظر می رسد قضیه ی خواستگاری تبدیل به ماجرایی پیچیده شده است. او از طریق رفت و آمدهای چند غریبه متوجه می شود که خانه در رهن بانک است. مامورها که برای تخلیه ی خانه آمده اند جنجال به پا می کنند و اعضای خانواده برای شب مهلت می گیرند. امید متوجه می شود که خانه در ازای ورشکستگی و بدهکاری برادرش مجید در رهن بانک رفته است و با او درگیر می شود. مادرش هایده که مدیر یک موسسه خیریه است دو پسرش را از هم جدا می کند و مدام نگران آبروی خانواده است. در همین گیرودار خانم غیاثی از مسئولان خیریه می آید و خبر یک چک گم شده را می دهد که برای جهیزیه یک دختر یتیم بوده است. طولی نمی کشد که امید خبردار می شود چک خیریه هم صرف بدهکاری مجید شده است. امید سراغ پدرش را می گیرد که از صبح خانه نیست. نزدیک غروب می فهمد که اصلا قرار نیست پدرش به خانه بیاید چون به جای مجید در بازداشتگاه به سر می برد. خاطره، دوست صمیمی سارا برای کمک به خانه ی آنها می آید. گویا خاطره از قبل با امید دوست بوده است و به همین دلیل اوقات امید با دیدار مجدد او تلخ می شود. در همین گیرودار، مامان جون، مادرشوهر هایده، از همدان سر می رسد. هایده که دوست ندارد مامان جون در جریان قضایای خانواده قرار بگیرد از بی خبر آمدنش دلگیر می شود. مامان جون هم از این که همه چیز را از او پنهان کرده اند ناراحت می شود. او به بهانه عمل چشمش به تران آمده ولی در واقع به سفارش پسرش برای حل مسائلِ پیش آمده اینجاست. او پنهانی کلید خانه ی همدانش را به امید می دهد تا اگر مشکلی برایش پیش آمد با فروش خانه بدهی ها را بپردازد. جلیل، پدر امید از دادگاه خبر می دهد که منتظر حکم قاضی است و از کسی که قرار بوده پول واریز کند (تا جلیل آزاد شود) خبری نیست. به ناچار پدر به زندان می افتد. امید حسابی به جان مجید می افتد و حسابی با هم درگیر می شوند. از طرفی سروکله ی حامد نامزد قبلی سارا پیدا می شود که برای گرفتن طلبش از مجید آمده است. مجید خودش را پنهان می کند. مامان جون به داد خانواده ی مصیبت زده می رسد و پول عمل چشمش را به حامد می دهد و او را روانه می کند. امید با دیدن فندک قدیمی خودش در دست حامد که آن را روزی به خاطره هدیه داده بود متوجه می شود که اکنون حامد با خاطره در ارتباط است. شب می شود و خانواده ی خواستگار بدون حضور پدر می آیند و می روند. فردا صبح زود برف می بارد و امید با اندوه به پادگانش برمی گردد.


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • 66,142,000 تومان (تهان)

  • شرکت پخش کننده :
  • نسیم صبا
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • تهران (ایران)

کارگردان
مهدی رحمانی
مهدی رحمانی
نویسنده فیلمنامه
مهدی رحمانی
مهدی رحمانی
حسین مهکام
حسین مهکام
مدیر فیلمبرداری
امین جعفری
امین جعفری
موسیقی متن
- - - - - -
- - - - - -
تدوین
حسن حسندوست
حسن حسندوست
صدابرداری
یدالله نجفی
یدالله نجفی
صداگذاری
امیرحسین قاسمی
امیرحسین قاسمی
طراحی صحنه
ویدا روشنی
ویدا روشنی
طراح لباس
ویدا روشنی
ویدا روشنی
عکاس
محسن کلکو
محسن کلکو
چهره پردازی
مهرداد میرکیانی
مهرداد میرکیانی
بازیگر
رویا تیموریان
رویا تیموریان
محمدرضا غفاری
محمدرضا غفاری
آناهیتا افشار
آناهیتا افشار
رابعه مدنی
رابعه مدنی
شیرین یزدانبخش
شیرین یزدانبخش
میلاد کی مرام
میلاد کی مرام
افشین هاشمی
افشین هاشمی
تهیه کننده
مهدی رحمانی
مهدی رحمانی

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/