پرویز دیوان بیگی، بازیگر قدیمی و پیشکسوت سینماست و چهل سال پیش با شهدخت فیروزکوهی ازدواج کرده است. شهدخت و پری، دو خواهری که از فرانسه آمده بودند سرنوشت هایی متفاوت پیدا کردند؛ پری انقلابی شد و شهدخت دو دختر و یک پسر برای پرویز به دنیا آورد. شهدخت هیچوقت سر کار نرفت، در خانه ماند و بچه هایش را بزرگ کرد. شهدخت هیچوقت سر صحنه ی فیلمبرداری فیلم های پرویز نمی رفت تا این که یک روز قرص های پرویز در خانه جا می ماند و شهدخت مجبور می شود قرص ها را برایش ببرد سر صحنه. کارگردان فیلم آقای راد به محض دیدن شهدخت از او می خواهد که جلوی دوربین برود و نقش همسر پرویز را بازی کند. پرویز از این پیشنهاد شوکه می شود چرا که دوست ندارد همسرش بازیگر شود. بعد از هفت ماه، با نمایش فیلم، شهدخت برنده جایزه ی بهترین بازیگر زن می شود و به شهرت می رسد. پرویز در ظاهر به روی خودش نمی آورد ولی ته دلش برای موفقیت همسرش خوشحال نیست و دوست ندارد او توی چشم باشد. یک روز پرویز سر قضیه ی مصاحبه همسرش عصبانی می شود و با شهدخت دعوا به راه می اندازد و طبق روش همیشگی و روش ابداعی درمانی اش تمام ظرف ها را می شکند. شهدخت هم با عصبانیت خانه را ترک می کند و به ویلای پدری اش در نیاک می رود. در این گیرودار، آذر دختر پرویز و شهدخت از لندن می آید و قصد دارد مدتی در ایران بماند. آذر به همراه برادرش فرهاد برای دیدن مادرش به نیاک می رود و گلی خواهرشان هم با بچه هایش روانه ی ویلا می شود. شهدخت متوجه می شود که آذر مشکلی در زندگی اش دارد و گویا از همسر انگلیسی اش فیلیپ جدا شده است. او با پرویز تماس می گیرد و خواهش می کند به خاطر مشکل پیش آمده در خانواده شان به نیاک بیاید و با هم آشتی کنند. پرویز به دلیل حساسیتی که روی بچه هایش دارد می پذیرد و به همراه پری به نیاک می رود. پرویز با آذر به شکار می رود، با او صحبت می کند و متوجه مشکل بزرگ او با همسرش می شود و حق را به او می دهد. او از آذر خواهش می کند که در ایران بماند ولی آذر نمی پذیرد. پدر و دختر با هم به دیدن همسایه سفالگرشان بهرام کیانی می روند و از او برای ناهار دعوت می کنند. پرویز پنهانی از بهرام می خواهد که به هر طریقی – حتی با خواستگاری – جلوی رفتن آذر را بگیرد، اما اتفاقی نمی افتد و آذر عازم لندن می شود. وقتی همه ی خانواده برای همراهی آذر به فرودگاه رفته اند پرویز مقابل همه اعضای خانواده به هنر بازیگری شهدخت اعتراف می کند و می پذیرد که او کارش را به خوبی انجام داده است. در همین موقع بهرام هم از راه می رسد.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 807,819,000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- بشرا فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
- بر اساس :
- رمان «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران...» نوشته مرجان شیرمحمدی
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
گوهر خیراندیش
شهدختمهدی فخیمزاده
دیوان بیگیرامبد جوان
بهرام کیانیمرجان شیرمحمدی
آذرمانی حقیقی
آقای رادتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...