خاتون که پسر کوچکی دارد و شوهرش به تازگی مرده، با تلفن دوست قدیمی اش بهشته باخبر می شود که مظفر و نوچه هایش در به در دنبال او هستند. مظفر را فخرالنسا اجیر کرده که خاتون هوویش است و می خواهد از او و پسرش انتقام بگیرد. مظفر و همراهانش در شبی بارانی به سراغ خاتون می روند و او را می دزدند، اما خاتون قبل از رسیدن آنها موفق می شود پسرش را فراری دهد. لات ها خاتون را که به شدت کتک خورده و نیمه بیهوش است در قالی می پیجند و در اتوموبیل می گذارند، اما سرِ چهارراهی تصادف می کنند و خاتون که خونین و مالین شده افتان و خیزان راهش را به سمت لاله زار ادامه می دهد. چراغ روشن سینما متروپل توجه خاتون را جلب می کند و او به سینما پناه می برد. در سینما که اکنون به باشگاه بیلیارد شده، امیر و کاوه به همراه کارگر جوان شان خسرو مشغول بازی و گفت و گو هستند. خواهر خسرو هم از دست شوهر بدرفتارش به سینما پناه آورده و ناگهان همه متوجه حضور خاتون می شوند که کتک خورده و تنها، به ستونی در سینما تکیه داده است. خاتون قصه ی زندگی اش را برای امیر و کاوه تعریف می کند و می گوید که به زودی سینما را ترک خواهد کرد، اما امیر و کاوه غیرت شان قبول نمی کند که زنی را سرگردان در نیمه شب رها کنند. به همین دلیل تصمیم می گیرند در مقابل مظفر و نوچه هایش بایستند و خاتون را تحویل ندهند. از سوی دیگر فخرالنسا که زنی کینه جو اشرافی است با وکیل و مشاورش راهی محل می شود. در بیرونِ درِ سینمابین مظفر و دارودسته اش با امیر و کاوه و خسرو زدوخوردی درمی گیرد ولی آنها موفق می شوند مهاجمان را از سینما دور نگه دارند. فخرالنسا از پشت شیشه با خاتون حرف می زند و بالخره دو هوو آشتی می کنند. مهاجمان با نزدیک شدن سحر، بیرون سینما سرگردان مانده اند....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 470,512,000 تومان (ایران)
- شرکت تولید کننده :
- کارگاه آزاد فیلم
- /
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
جلوه های ویژه
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
مهناز افشار
خاتونمحمدرضا فروتن
امیرساعد سهیلی
خسروتینا پاکروان
بهشتهتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...