سال 1843، سناتور ویلیام تادلاک با هدف ساخت شهری در دشت های اورگن خانه و کاشانه خود در میسوری را به اتفاق پسر نوجوان و برده اش ترک می کند. او ابتدا به یک راهنمای کارکشته احتیاج دارد، و این شخص کسی نیست جز دیک سامرز که چند سالی ست در جنگل و حاشیه رودخانه زندگی می کند. سناتور با تعداد زیادی از اهالی و ساکنین میسوری قراردادی بسته تا او را تا رسیدن به اورگن همراهی کنند، با این شرط که کسی حق بازگشت از میانه راه نخواهد داشت. کشاورزی به نام لیج ایوانز، همسرش ربکا و پسر 16 ساله اش براونی نیز در این سفر به تادلاک می پیوندند. در میان بقیه همراهان باید به جانی که به تازگی با آماندا مک ازدواج کرده، و همینطور مک بی و خانواده اش اشاره کرد. تادلاک که ریاست و فرماندهی گروه مهاجرین به اورگن را بر عهده دارد مردی ست قاطع, خشن، سختگیر و بسیار منظم. او فرامینش را بدون کوچکترین گذشتی به اجرا می گذارد. او نقشه شهری را که باید در دشت حاصلخیز اورگن بنا کنند را با تمام جزئیات مورد نظرش با خود آورده، و برای دستیابی به هدفش به مردان و زنان هم سفرش نیاز مبرم دارد. در طول سفر میان دختر نوجوان مک بی و براونی رابطه ای عاطفی به وجود می آید، اما بعد معلوم می شود که باردار شده، اما با این وجود براونی به او پیشنهاد ازدواج می دهد. تادلاک برای جلوگیری از درگیری با سرخپوست های قبیله سو و نجات جان خود و همراهانش به خواسته رئیس قبیله تن در می دهد و قاتل فرزند خردسال او را که یکی از مردان همراهش هست را به دار می آویزد. در ادامه بر میزان سختگیری های تادلاک افزوده می شود و او پسرش را در میان شن های سوزان صحرا ازدست می دهد، ولی دست از رسیدن به هدفش بر نمی دارد. اما...
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- Harold Hecht Productions
- /
- شرکت پخش کننده :
- یونایتد آرتیست
- /
- مکان فیلم برداری :
- بند، اورگن (آمریکا)
- بر اساس :
- کتاب «راه غرب» نوشته ای. بی. گاتری جونیور
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
کرک داگلاس
سناتور ویلیام تادلاکلولا آلبرایت
ربکا ایوانزتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...