ما کسی را از دست نمی دهیم

1977

Hum Kisise Kum Naheen

جدایی دو عشق (ایران)
0 ۰ کاربر
امتیاز سایت :
1 از 5 - ضعیف
  • 1977/82/25
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  110 (دقیقه)

داستان از جایی شروع می شود که یک مرد ثروتمند هندی املاک و کارخانه ی خود را در آفریقا فروخته و تبدیل به الماس می کند. او این الماس ها را در یک کمربند چرمی جاسازی می کند و عازم هندوستان می شود تا مقدمات عروسی پسرش ،راجش، را فراهم کند اما در میانه راه و در فرودگاه یکی از کشورهای اروپایی دچار حمله قلبی شده و جان خود را ازدست می دهد. راجش که در وضعیت بد مالی قرار گرفته و از سویی بر طبق یکی نامه های پدرش از سوی وکیل و تعدادی از دوستان پدرش برای ازدواج تحت فشار قرار دارد برای تهیه پول عروسی دچار گرفتاری های زیادی می شود. او که از بچگی صدای خوبی دارد به عضویت یک کلوب موسیقی شبانه در آمده و هرشب در بزرگ ترین سالن شهر برنامه اجرا می کند. یک شب، دو مرد ناشناس به در خانه ی او می آیند. یکی از آنها پیرمردی ست که سوداگر سینگ نام دارد. سوداگر به راجش می گوید که پدرش قبل از مرگ، کمربند حاوی الماس ها را شخصی آنها او را می شناسند داده، ولی او همه الماس ها را بالا کشیده. سوداگر و مرد همراهش به راجیش می گویند که این شخص یک قاچاقچی بسیار خطرناک است که حتی برای 3 میلیون روپیه پسر سوداگر را به گروگان گرفته. آنها به اتفاق راجیش تصمیم می گیرند تا با طرح نقشه ای دختر مرد مورد نظر را که به تازگی عنوان ملکه زیبایی هند را به دست آورده از پدرش جدا کرده و در ازای وی الماس ها را طلب کنند. اما نزدیک شدن به این دختر چندان آسان به نظر نمی رسد، چرا که پدرش پس از بازگشت از آخرین سفرش برای محافظت از جان وی چهار محافظ استخدام کرده که همه جا همراه او هستند. این مرد برای پیشکار می گوید که در زمان بازگشت به هندوستان با مردی برخورد کرده که پیش از مرگش به او کمربندی حاوی مقادیر زیادی الماس داده تا به دست تنها پسرش برساند اما مورد حمله چند مرد ناشناس قرار گرفته و پس نقادیری تعقیب و گریز مجبور شده کمربند را در پارکینگ فرودگاهی در همان نزدیکی در جعبه ای سیاه رنگ بر روی یک دوچرخه جاسازی کند، صاحب دوچرخه نیز از راه رسیده و بی خبر از همه دوچرخه را برده است و بخاطر حضور تعقیب کنندگانش نتوانسته کاری انجام دهد. همزمان با مرد جوانی به اسم سانجی کومار آشنا می شویم. او دارای پدر فوق العاده سختگیر است که اصرار دارد پسرش باید حتما با دختر دوست قدیمی اش که حالا سالهاست او را ندیده عروسی کند، چرا که او به دوستش قول داده و عقد آنها در آسمانها بسته شده. در ادامه، راجیش به همراه یکی از دو مرد در هیبت مردانی ثروتمند پا به هتلی که شخص مورد نظرشان - همان مرد صاحب کمربند الماس- برای عقد قراردادی تجاری در آن حضور دارد می شوند. آنها طوری برنامه ریزی می کنند تا با جلب توجه از این مرد اجازه آشنایی و ملاقات راجیش و دخترش را بگیرند. مرد که شیفته ی راجیش شده با کمال میل می پذیرد. راجیش و مرد همراهش که او را پدر می نامد خانه ای مجلل در بیرون شهر اجاره می کنند تا ترتیب و ملاقلت با دختر را بدهند و در ادامه اقدام به استخدام یک پیشکار می کنند که او کسی نیست جز سانجی کومار. سانجی در روزی که قرار است دختر به ویلا بیاید متوجه می شود او مینا، همان دوست دوران بچگی و دختر آرزوهایش است که ظاهرا قرار است با راجش عروسی کند. او تصمیم می گیرد با پوشیدن لباس راجش نقش او را بازی کند تا جلوی این وصلت را بگیرد. راجش نیز از همه جا بی خبر مصمم است تا الماس ها را از پدر مینا پس بگیرد تا اینکه.....


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • £68,968 (انگلیس)

  • شرکت تولید کننده :
  • Nasir Hussain Films, United Producers
  • /
  • شرکت پخش کننده :
  • United Producers
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • بوپال، ایندور، مادایا پرادش (هندوستان)

  • بر اساس :
  • داستانی از ساچین باومیک

کارگردان
نصیر حسین
نصیر حسین
نویسنده فیلمنامه
ساچین باومیک
ساچین باومیک
مدیر فیلمبرداری
منیر خان
منیر خان
موسیقی متن
راهول دیو بورمن
راهول دیو بورمن
تدوین
بابو لاوانده
بابو لاوانده
طراحی صحنه
شانتی داس
شانتی داس
طراح لباس
شانتی داس
شانتی داس
چهره پردازی
شیام
شیام
بازیگر
ریشی کاپور
ریشی کاپور
راجیش
کژال کایران
کژال کایران
مینا
طریق خان
طریق خان
سانجای کومار
امجد خان
امجد خان
سوداگر سینگ
زینت امان
زینت امان
سونیتا کِولچاند
اوم شیوپوری
اوم شیوپوری
رام کومار
مراد
مراد
پدرِ راجیش
تام آلتر
تام آلتر
جک
اجیت خان
اجیت خان
پدرِ مینا
کمال کاپور
کمال کاپور
سیت کیشوریال
مَستر بونتی
مَستر بونتی
بچگیِ سانجای
بیبی رانی
بیبی رانی
بچگیِ مینا
تهیه کننده
نصیر حسین
نصیر حسین

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/