10 بازی برتر تاریخ سینما
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۵۰تری
مالویِ (مارلون براندو) گیج، خسته و کوفته هنوز هم مشتاقانه به دنبال
رسیدن به دو چیز است، یکی باز پس گیری عشق اش و دیگری اعلام قهرمان بودنش،
که هر دو را در یک شاهکار رئالیسم آمریکایی ساخته ی الیا کازان به دست می
آورد. اکنون بیش از نیم قرن از این ماجرا می گذرد و شاید دیدن فساد در
بندر نیوجرسی کمی عجیب و نامحسوس به نظر برسد اما اشتیاق مارلون براندوی
خشمگین و زجر کشیده برای رسیدن به اِوا مِری سِنت، دوشیزه ی کاتولیک، هنوز
هم شما را منقلب می کند.
- نویسنده : ریچارد شیکل
- |
- ترجمه : مجید کریمی
- |
- منبع : مجله تایم
۱. مارلون براندو ، «در بارانداز»
تری مالویِ (مارلون براندو ) گیج ، خسته و کوفته هنوز هم مشتاقانه به دنبال رسیدن به دو چیز است، یکی باز پس گیری عشق اش و دیگری اعلام قهرمان بودنش، که هر دو را در یک شاهکار رئالیسم آمریکایی ساخته ی الیا کازان به دست می آورد . اکنون بیش از نیم قرن از این ماجرا می گذرد و شاید دیدن فساد در بندر نیوجرسی کمی عجیب و نامحسوس به نظر برسد اما اشتیاق مارلون براندوی خشمگین و زجر کشیده برای رسیدن به اِوا مِری سِنت، دوشیزه ی کاتولیک، هنوز هم شما را منقلب می کند.۲. جیمز کاگنی، «التهاب سفید»
در
واقعیت، او مکررا پنجه بکسی برای آمریکای در حال توسعه بود. اما در این
فیلم رائول والش (کارگردان) با به تصویر کشیدن این دارو دسته ی راهزن،
توانست جنایات روان پریشانه را در سینما دوباره زنده کرده و برای همیشه
زنده نگه دارد. در طول فیلم بازی دلفریب و آنچنانی از کاگنی مشاهده نمی شود
تا آنجا که به صحنه ی فریاد آخر فیلم می رسیم. صحنه ای که در آن به گونه
ای ذاتی تیره را به نمایش می گذارد که با یک بار دیدن آن ، سال ها آن تصویر
را به خاطر خواهید سپرد.
۳. فی داناوی، «محله ی چینی ها»
یکی
از بزرگترین لذت های سینمایی انتظار برای رسیدن به صحنه ی خُرد شدن زنان
شیک و شکننده است. بت دیویس در سینما برای خود اعتبار فراوانی کسب کرده
است. همینطور داناوی در نقش " اولین مولوری" ،
دختری که توسط پدر پولدار و شیطان صفتش مورد سوءِاستفاده قرار می گیرد
(نویسنده فیلمنامه "رابرت تاون" درندگی جنسی پدر به دختر را با چپاولگری وی
در نابودی مناظر بکر کالیفرنیا مشابه می داند). لحظه ی فروپاشی داناوی جایی که می گوید :"اون خواهر منه ،اون دختر منه " را می توان به عنوان لحظه ای سنتی در ادبیات پست مدرن آمریکا قلمداد نمود.
۴. کری گرانت، «بدنام»
در انگلیس، به حق، او را با نام آقای دلربا می شناسند. اما انگلستان شروع تلخ وی را زمانی که پسرکی فقیر و زاغه نشین بود را از یاد نمی برد. او برای رسیدن به طبیعتی نیمه کمدی مجبور به انکار گوشه ای از واقعیات شد. اما باز این آلفرد هیچکاک بود که از درون شخصیتش بخش هایی تاریک را بیرون کشیده و در پنج فیلمی که این دو با هم کار کردند استفاده نمود. و کری گرانت هیچگاه نتوانست همچون این فیلم حس تعلیق و دلهره را اجرا کرده و به مخاطبین انتقال دهد.۵. باربارا استانویک، «غرامت مضاعف»
دخترای
چغر گریه نمی کنند بلکه سر بقیه کلاه می گذراند. هیچ فیلمی تا حالا دختری
دودره بازتر و کلاه بردارتر از استانویک را نشان نداده است. برای مثال او
هم چون نلسون صورت بچه بانک می زند. هم چون بانو ایو کارت بازی می کند. می
توان از او به عنوان تیغ تیزی در غلافی مخملین نام برد.
۶. ژان رنوار، «قواعد بازی»
او بازیگری آموزش دیده نیست، شاید بتوان گفت اصلا بازیگر نیست. ولی به جرات می توان گفت یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینماست. در این فیلم رنوار از خودش در نقش رفیق پرحرف و بی تربیت قهرمان هوانورد فیلم ، استفاده می کند. در شاهکاری که در آن زندگی دو قشر از مردم فرانسه را قبل از شروع جنگ جهانی دوم نشان می دهد. در حالی که رفتار اشراف زادگان و خدمتکاران را در قبال یکدیگر می بینیم. رنوار کمی از آنها فاصله گرفته و با لبخندی غمبار آنها را می نگرد و زجر می کشد. ضرب المثلی هست که می گوید : "هر کس برای کاری که می کند دلیل خودش را دارد. "خوب من هم برای انتخاب خود دلیل دارم : سی سال پیش به همراه دو تن از دوستان داشتیم در مورد سینما صحبت می کردیم. بحث به آنجا رسید که کدام شخصیت است که تا کنون در سینما توانسته است خُلق و خوی ما را بیان کند؟ در پاسخ همگی با هم فریاد زدیم "ژان رنوار در « قواعد بازی» !" سه عشق سینما خود را در آیینه ی انتقاد مهربانانه ی رنوار دیدند.۷. راج کاپور، «آوارا»
او نه تنها از اولین ستارگان سینمای هند بود بلکه برای مردم دنیا، او به همراه سرزندگی، مرام و مروتش نماد تمام مردم هندوستان بود. «آوارا» (1951) و تمام 50 فیلم دیگری که کاپور کارگردانی یا تهیه و یا در کنار نرگس (دوست او در سنین جوانی و همچنین هم بازیی او در بسیاری از فیلم هایش) ستاره ی آن ها بوده نه تنها برای مردم هند و اعراب جذاب بوده بلکه در روسیه و چین و سرتاسر دنیا مورد استقبال قرار گرفتند. کاپور، از آنجا که ظاهری شبیه به رونالد کلمن داشت می خواست چارلی چاپلین هندوستان شود. «آوارا» را می توان ترجمه ی هندی «خانه به دوش» (چارلی چاپلین-1921) به حساب آورد. او در نقش راجو ،پسر یک قاضی سختگیر را بازی می کند. کسی که همسرش را بعد از ربوده شدن توسط راهزنان، تبعید می کند. راجو بدون داشتن نعمت والدین و همچنین بدون آگاهی از شهرتی که دارد به صورت یک خانه به دوش بزرگ می شود. بعد هم عاشق دختری می شود که قاضی به فرزند خواندگی پذیرفته است (نرگس) و متهم به جرمی می شود که باید توسط پدرش محاکمه شود. «آوارا» برای سینما ی هند در قیاس با فیلم های هالیوودی وقت فیلم بسیار بزرگی است. و راج کاپور همیشه به عنوان یک نمایشگر محترم در خاطرمان می ماند.۸. جودی هالیدی، «زنگ ها در حال نواختن هستند»
صدای عروسکی منحصر به فردی داشت. صورت گوشتی و قد 173 سانتی متر. به طوری که در دوران خودش به یک ستاره ی موزیکال بی نظیر تبدیل شده بود. موزیکال «زنگها در حال نواختن هستند» نوشته بتی کامدن و آدولف گریت به همراه آهنگهایی از جول اشتاین و به کارگردانی وینسنت مینه لی است. جودی هالیدی در نقش دختر تلفنچی ظاهر می شود که با توجه به شنیده هایش پشت تلفن به مشتریان خود کمک می کند اما برای خودش نمی تواند کاری انجام دهد. این فیلم نمایش جودی است. او یک مروارید است. آخرین آهنگ فیلم که آهنگ خداحافظی اوست : (من بر می گردم / به جایی که بتوانم خودم باشم) یک اندوه دوچندان را به تماشاچیان می دهد چرا که این فیلم آخرین فیلم او بود و پس از 5 سال درگیری با سرطان گلو در سن 44 سالگی در گذشت.۹. بیل مورای، «روز موش خرما»
هواشناس
خودخواه تلویزیونی قرار است برای یک روز، 2 فوریه، در یک شهر کوچک مانده
تا از روز موش خرما گزارشی تهیه کرده و سریع بر گردند. هیچ چیز جلوی بازگشت
او را نمی گیرد مگر اینکه روزها دوباره تکرار شوند. این شهر به برزخ فیل
(بیل موری) تبدیل شده است. شاید هم جایی نزدیکی جهنم باشد. جایی که حتی در
آنجا خودکشی هم نمی توان کرد. فیلمنامه (دنی روبین) و کارگردانی (هارولد
رمیس) این فیلم به طرز زیبایی کمدی و فلسفه را با هم می آمیزد. بعد از بازی
در فیلم های «کدیشَک» و «متوقف کنندگان ارواح» کم کم توانست حالت یک مرد
مینی مالیست مدرن را به دست آورده طوری که حالت
ایستادن و نگاهش خود به صورت یک علامت سوال است. مورای حق بردن اسکار برای
این فیلم و حتی «گمشده در ترجمه» را داشت. چرا که او از معدود کسانی است که
می تواند یک انسان رمانتیک باشد و همزمان در ناامیدی غرق شود و در کنار
این ها شوخ طبعی خود را نیز حفظ کند. و همه ی اینها در یک روز اتفاق می
افتد.
۱۰. بریجیت لین، «شمشیرزن 2»
به
نقل از کریستوفر دویل ، فیلمبردار استرالیایی ، در کتاب "آخرین ستاره در
شرق" اثر آکیکو تتسویا آمده است که " آنچه را که ما در دنیا به اسم زیبایی
به دنبالش هستیم ،بریجت لین بیانش می کند." بریجت لین در سن 18 سالگی در
تایپه کشف شد، و در همان نخستین فیلمش به یک ستاره تبدیل شد. بازی او دراین
فیلم (بیرون از پنجره) جزو بازی های برتر در دهه ی 70 سینمای تایوان قرار
می گیرد. او در دهه ی 80 به هنگ کنگ رفت و در نقش های متفاوتی ظاهر شد. نقش
زن زیرک ،نقش زنی با شخصیت پیچیده. شاید هیچ کس نتواند کاریزمای او را در
نقش یک زن ترش مزاج جلوی دوربین داشته باشد. در فیلم «شمشیر زن 2» لین نقش
شیطان مذکری را بازی می کند که با وارد کردن خودش به جلد زنی در صدد به دست
آوردن قدرت بیشتری است. دعوا های کنگ فویی فیلم در شهر هنگ کنگ به یک
خاطره تبدیل شده است.
- مجید کریمی
- |
- سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۵۰
- |
- ۳۳۹۳
- |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...