مصاحبه با دارن آرونوفسکی کارگردان فیلم «نوح»

اعتراف می کنم «نوح» برایم انتخاب عجیب و غریبی بود

چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵


پیش درآمد: فیلم حماسی تاریخیِ «نوح» که اخیرا روانه پرده سینماها شده اثری بحث برانگیز و جنجالی ست. دارن آرونوفسکی – کارگردان - فیلمش را بر اساس روایت کتاب مقدس ساخته، بخشی از آن را طبق روایت موجود در کتاب و بخشی دیگر را با انجام تغییرات مورد نظر خودش. داستان نوحِ پیامبر داستان آشنایی ست که همه ی ما از کودکی تا به حال بارها آن را شنیده ایم، در واقع جزو سنت های مذهبی کاملا آشنا و پایدار در اذهان عمومی محسوب می شود. در حال حاضر فیلم در آمریکای شمالی و در سطح جهان به نمایش عمومی درآمده و خارج از سیلِ معروفِ به تصویر کشیده شده در فیلم، سیلی از انتقادات نیز به سوی سازنده فیلم روانه شده.

                                                   ###########################################

ایده ی فیلم از کجا آمد؟

من در خانواده ­ای یهودی در بروکلین بزرگ شدم. واقعاً نمی­ توانم اولین مواجهه ام با داستان نوح را به یاد بیاورم، صادقانه می گویم. یکی از این چیزهاست که همگی در عنفوان جوانی می آموزیم. ولی با داستان به شکل عمیقی ارتباط برقرار کردم وقتی کلاس هفتم بودم. معلم انگلیسی جادویی داشتم. یک روز، خانم معلم گفت ”خوبه، هر کسی یه قلم و کاغذ در بیاره و یه نمایشنامه بنویسه.“ شعری به نام ”کبوتر“ درباره نوح نوشتم. به مشاجره ای برای سازمان ملل از آب در آمد و با پیروزی در مشاجره و خواندن شعر در همایش سازمان ملل چند هفته بعد خاتمش دادم. این اولین باری بود که خودم را شاید در مقام یک داستانگو درک کردم. نوح نوعی از تقدس پشتیبان دارد، چون نخستین بار بود که واقعاً چیزی نوشتم که چیزی می­ برد.


پس چطور به داستان بازگشتی؟

بعد از اینکه فیلم «پی» را ساختم، دنبال فیلم بعدی بودم و شروع کردم به فکر کردن درباره «نوح». به مدت چند سال ساخت آن میسر نشد، چون هالیوود واقعاً علاقه ای به ساختن چنین فیلم انجیلی نداشت. ایده به تعویق افتاد؛ ولی اکنون روی دور هست.

آیا همه اینها پیش از «مصائب مسیح» مل گیبسون بود؟

در واقع ابتدا در 2000 مقدمه چینی شد، پس بله. ولی هالمارک فیلم «نوح» خودش را اکران کرد، پس ما کار روی فیلم را برای مدتی متوقف کردیم. اولین متن مان در 2003 آماده شد و وقتی تدارکات ساخت فیلم شروع شد، مادرم به دنبال معلمم افتاد، کسی که 78 ساله بود. او را به سر صحنه دعوت کردم و معلمم واقعاً یک پیرزن یک چشم در فیلم هست کسی که می­ گوید ”تو! تو!“

اصلاً ساختن فیلم نسبت به ایمانت دگرگونی و اختلافی ایجاد کرده است؟

فکر نمی کنم به هر شکل تغییر یافته باشد. فکر نمی­ کنم این گونه تاثیر گذاشته باشد. بیشتر درباره آوردن داستان به زندگی و نفس بخشیدن زندگی درون آن بوده است. یک پیچیدگی وجود دارد که لزوماً در آیات انجیل نوشته نشده است ولی بدان اشاره شده است. دومین چیز «نوح» که پس از سیل انجام می گیرد رفتن و نوشیدن است و سپس اختلاف پیدا کردن با پسرش دارد. برای ما که یک سر نخ عظیم برای رابطه اشان بود. پس شروع کردیم به ساختن یک داستان کامل بدون چنین رابطه ای میان نوح و حام و چگونه آنها به آنجا رسیدند. منجر به این ایده کامل از خوب و بد همراه با همگی ما شد، و کشمکشِ عدل و انصاف در همه ما، برای تلاش بر تعادل عدالت و بخشش در زندگی مان. اگر به فیلم نگاه کنی، هر شخصیتی نوعی از درگیری با چنین ایده هایی از شرارت و بخشایش است.


این تنش یا کشمکش میان خیر و شر چیزی است که در زندگی شما نقشی ایفا می کند؟

ایده گناه اصلی در واقع داستان جذابی برای کمک به همه برای است تا درباره این فکر کنیم چه چیزی درون ما ادامه می یابد، اینکه ما همگی از هر نوع حس چیزی درست برای انجام دادن داریم و همگی درک می کنیم انجام چه کاری اشتباه است. و درک می کنیم در برابرمان تصمیمی وجود دارد. شروع کردیم به شناخت این ایده های بزرگ درباره قضاوت و بخشش در فیلم. با نوحی شروع شد که برای نسلش حق را فرا می خواند و تلاش کردیم آنچه معنا می بخشد را به تصویر بکشیم. آنچه کشف کردیم مردمی است که بسیار باهوش تر از ما هستند و کسانی که دین شناسی مطالعه می کنند تا درباره حق صحبت کنند در حالی که واجد تعادلی از عدالت و بخشش هستند. در مقام یک پدر، درک می کنی که آیا خیلی عادل هستی، می­ توانی فرزندت را با سخت گیری ازبین ببری و اگر خیلی بخشنده باشی می توانی آنها را با ملایمت ازبین ببری. یافتن چنین تعادلی تو را تبدیل به پدری بزرگ می کند. برای ما، چون نوح حق را فرا می خواند، می پرسیم ”باشه، این تعادل عدالت و بخشش او چیست؟“ پس در ابتدای فیلم او آشکارا خواهان عدالت است، بسیار شبیه به خدا. در انتها، وقتی رنگین کمان ظاهر می شود، بخشش، گذشت و مرحمت را آموخته است.

چند برداشت آزاد خلاقانه داری؛ هر گونه اعمال فشاری را پیش بینی می کردی؟

برداشت های آزادانه کجایند؟ برای من یک مغایرت در فیلم پیدا کن که نمی شود بیان کرد. البته آزادی هایی وجود دارد، منظورم این است که اینجا فیلمی می سازیم. اگر چهار فصل را بخوانی که داستان «نوح» در آن رُخ می دهد، نوح حتی حرف هم نمی زند. چطور قرار است راسل کرو بازی کند و حرفی هم نزده باشد؟ همسر نوح و همسران سه پسرش حتی در انجیل اسم ندارند. اگر داستان نوح را بخوانی، بسیار سرراست است. شخصیت نوح فقط کشتی می سازد و حیوانات را جمع آوری می کند. ولی کشمکش ها، تلاش برای ساختن یک کشتی، مسئولیت پذیری نسبت تمام آن حیوانات، مسئولیت پذیری نسبت به خانواده ات، ابداً کنکاش نمی شود. پس چه چیز هیجان انگیز در آن وجود دارد؟ ”اُه واو، اینجا این داستان بزرگه، چطور عاطفه انسانی بهش تزریق کنیم؟“

پس به نظر می رسد نقدها را پیش بینی نمی کنی.

بیشتر مردم قرار است این جور باشند ”چی؟ نوح، مست می کنه و لخت می شه؟ چه جراتی داری!!؟“ این در انجیل هست. مردم قرار است بگویند ”غول­ ها روی زمین راه می روند؟ فرشتگان سقوط کرده؟ چه جراتی داری!!؟“ ولی این هم در انجیل هست.

امید به آنچه مردم از فیلم برداشت می کنند داری؟

شغل و حرفه ام در ابتدا و در درجه نخست به عنوان یک سرگرمی ساز هست. من مردم را سرگرم می کنم و تلاش می کنم فیلمی بسازم که هیجان انگیز باشد و جذاب و احساسی و محرک و مملو از کنش و همه آن چیزی است که بهش توجه می کنم.


با تنش خیر و شر، به نظر می رسد با رها کردن چنین تنشی راضی می شود. نظر به اینکه بقیه مردم شاید دنبال نتیجه گیری باشند.

بله، ولی واقعی نیست. فکر می کنم عظمت این داستان هاست، همانی که در آن نخستین داستان در سفر پیدایش هست، آنها درباره این حرف می زنند که چطور وسوسه آنها را به گناه می کشاند و گناه اصلی و چطور تعریف می شود توسط کسانی که هستیم. برای من، این کشمکش در واقع استعاره ای بزرگ برای درک زندگی مان است، چطور هرروز زندگی می کنیم. همه ی دین با این سروکار دارد.

اگر قرار بود حدس بزنم که نمایش در برخی حس ناراحتی پدید می آورد (بدون آشکار کردن غارتگران)، به نظر می رسد بخشی وجود دارد که نوح ظاهر می شود تا تقریباً به طور مستقیم از خدا سرپیچی کند.

همه اش یک آزمون هست. تلاش کردیم تصمیمی را دراماتیزه کنیم که خدا باید گرفته باشد وقتی تصمیم گرفت تا کل بشریت را نابود کند. در ابتدای داستان «نوح»، هر چیزی شیطانی است و خدا خواهان شروع است. دردِ آن، کشمکشِ آن، باید بیکران بوده باشد. اساساً برای رفتن از خلق این چیز زیبا تا تماشای آن از هم پاشیدن، و سپس انجام چنین چیز وحشتناکی که مجبوری تلاش کنی و دوباره شروع کنی. پس تلاش کردیم تا آن ایده کیهانی عظیم را به دست آوریم و یک دست انسانی را واردش کنیم. همان چیزی که داستان «نوح» هست. اگر درباره آن لحظه فکر کنی، وقتی خدا به شرارت نگاه می کند، قلبش را به درد می آید. می خواستیم به آن اندوه دهیم، کشمکش، آن را به «نوح» بچسبانیم، پس می توان درک کرد در مقام مردمی که باید چنین حس کند. آنچه انجام دادنش بیشتر لطمه می زند – به عبارت مبهم – نوح درباره اش چه می کند؟ کدام یک برای ما یک استعاره دقیق برای چنین تصمیمی بود، خالق چه چیزی را آزمود. ولی او عشق را انتخاب می کند! او بخشش را انتخاب می کند، که برای ما همان داستان دقیق است به عنوان داستانی در انجیل، فقط انسانی شده.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بیژن شعبان پور
  •  13
  • |
  •  21
  • |

    وای به حالت. مواظب باش گیر مجید مجیدی نیوفتی وگرنه کلاهت پس معرکه ست.