- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : نیویورک تایمز
نورا از دانشگاه والِسی ایالت ماساچوست فارغ التحصیل شد. او که در خانواده ای فیلمنامه نویس متولد شده بود در 20سالگی وارد حرفه روزنامه نگاری شد و در 30سالگی تبدیل به روزنامه نگار و مقاله نویس مشهور و موفقی شد، و بعد کتابی پرفروش نوشت و بعد از آن به فیلمنامه نویسی روی آورد، و کارگردانی موفق شد. او یکی از تاثیرگذارترین و موفق ترین نویسندگان و فیلمنامه نویسان نسل خود بود. از موفق ترین فیلم های او در مقام فیلمنامه نویس باید به «وقتی هری سالی را ملاقات کرد» (راب راینر-1990) و در مقام کارگردان به «بی خواب در سیاتل» (1990) و «جولی و جولیا» (2009) اشاره نمود.
از میان کتاب های او نیز می توان به رمان «دل سوخته» اشاره کرد که برگرفته ازدواج خودش با کارل برنستین، خبرنگار نشریه واشنگتن پست بود. مجموعه مقالات او نیز تحت عنوان «احساس خوبی درباره گردنم ندارم» (2008) و «چیزی به یاد نمی آورم» (2011) نیز بسیار محبوب و پرفروش بودند.
اِفرون نه تنها در نوشته هایش در مورد دیگران سختگیرانه قضاوت می کرد که حتی در مورد خودش نیز به همین اندازه سختگیر بود. او در نوشته هایش به راحتی در مورد کودکی پرمشقتِ خود، دوستی های بی سرانجامش، عدم اعتماد به نفس در مورد چهره و ظاهرش، و همچنین نفرتش از بالا رفتن سن و سالش سخن گفته است.
در میان دوستان و نزدیکان او چهره های سرشناسی مایک نیکولزِ کارگردان و مریل استریپ دیده می شود که همگی از هوش، نبوغ، مرام، خلاقیت، و قدرت بیان و سخنوریِ وی تعریف کرده اند.
اِفرون که
در دهه هفتاد به شهرت رسیده بود با برنستین، همسر آینده اش آشنا شد.
برستین در آن دوران با همراهیِ باب وودوارد خبرنگار واشنگتن پست در رابطه
با رسوایی واترگیت افشاگری می کردند. او و نورا در سال 1975 با هم ازدواج
کردند. اما عشق این دو به زودی به نفرت بدل شد و با خیانت برنستین همه چیز
ویران شد. اِفرون تحت تاثیر این ماجرا رمان «دلسوخته» را نوشت و در آن
آبرویی برای همسرش باقی نگذاشت. این رمان منبع اقتباس فیلم «دلسوخته» (مایک
نیکولز-1986) با بازی مریل استریپ و جک نیکلسون شد.
اِفرون اولین فیلم خود در مقام کارگردان را در سال 1992 با فیلمنامه مشترک با خواهرش دِلیا اِفرون به اسم «این زندگی من است» جلوی دوربین برد. فیلم داستان زندگی دوتی اینگلِس (جولی کاونِر) است که در یک فروشگاه لوازم آرایشی کار می کند اما علاقه خاصی به فعالیت به عنوان یک کمدین دارد. او خانه و کاشانه اش را ترک می کند و با آرزوی کمدین شدن به منهتن می رود. او در آنجا ساکن یک آپارتمان شلوغ و پر از سکنه می شود و حالا باید با مشکلات دیگیری نیز به مبارزه بپردازد.
اِفرون سال بعد با اقتباس از رمان موفق ترین فیلمش «بی خواب در سیاتل» نوشته جف آرچ دومین
فیلمش را با بازی مِگ رایان و تام هنکس ساخت. این کمدی رمانتیک که با
الهام از فیلم «ماجرای به یادماندنی» (لئو مک کری-1957) – با بازی کری
گرانت و دبورا کِر- یکی از محبوب ترین فیلم های دوستداران هنکس و مِگ رایان محسوب می شود.
جدا از دو فیلم بالا او فیلمنامه «شما یک نامه دارید» (1998) نوشت و آن را کارگردانی کرد که دنباله ای بر «بی خوابی در سیاتل» بود و باز هم مِگ رایان و تام هنکس در آن همبازی بودند. او فیلم های «مایکل» (1996) با بازی جان تراولتا، «خُل و چِل» (1994) با بازی استیو مارتین، و «افسون شده» (2005) با بازی نیکول کیدمن را نیز به عنوان فیلمنامه نویس و کارگردان در کارنامه اش به ثبت رسانده است.
نورا اِفرون سه بار ازدواج کرد. همسر اولش دان گرین برگ بود، سپس با برنستین ازدواج کرد و دست آخر با نیکلاس پیلگی. پیلگی نویسنده کتاب موفق و پرفروش «رفقای خوب» بود که مارتین اسکورسیزی فیلمی به همین نام بر اساس آن ساخت. خواهرانِ نورا، یعنی دِلیا، اِمی و هالی نیز هر سه نویسنده هستند. نورا و دِلیا در نوشتن «این زندگی من است» و «بی خوابی در سیاتل» به هم همکاری داشتند.
نورا اِفرون عصر روز سه شنبه 27 ژوئن در سن 71سالگی به دلیل ابتلا به بیماری لوسمی (سرطان خون) در بیمارتان ویل کورنل منهتن درگذشت.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...