گذشته های به جای مانده در ذهن

چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۵

  • نویسنده : ریچارد کورلیس
  • |
  • ترجمه : سمیرا توکلی
  • |
  • منبع : تایم

زمانی که احمد (علی مصفا) در گمرک فرودگاه دوگل پدیدار می­ شود، همسر سابقش ماری (برنیس بژو) فورا با او از سمت دیگر شیشه­ های پارتیشن صحبت می­ کند. آنها با زبان اشاره صحبت می­ کنند مستمعین صدایی نمی ­شنوند. اگر «گذشته» در آن سبک برای 2 ساعت آینده ادامه پیدا کند می تواند یک بزرگداشت بغرنج برای نقش آفرینی برنیس بژو در «هنرمند» (2011)، یک کمدی تقریبا صامت که اسکار 2012 را جارو کرد، باشد. اما این یک درام جدید از اصغر فرهادی است. نویسنده و کارگردان ایرانی «جدایی نادر از سیمین»، برنده سال گذشته جایزه بزرگ آکادمی برای بهترین فیلم خارجی زبان. این فیلم زیادی تم های فیلم قبل را تکرار می کند: بزرگسالانی که ازدواجشان از هم می­ گسلد و بچه هایی که در این میان رنج می کشند.

بعد از «جدایی نادر از سیمین» طلاق از راه می رسد. احمد بعد از 4 سال بازگشت به ایران دوباره به پاریس برگشته است، برای تمام کردن ازدواج فسخ شده ­اش با ماری، یک داروساز، تا او بتواند با خواستگار جدیدش سمیر (طاهر رحیم) ازدواج کند. در حالی که هنوز رابطه تلخ احمد- ماری باید باشد (در اوج یک جر و بحث احمد می­ پرسد "عزیزم دلت برای دعواهایمان تنگ شده؟") تا تنش ­های خانوادگی در خانه­ ی حومه ­ایِ بزرگِ ماری، به معرض نمایش گذاشته شود. خانه ای که به نظر می رسد آماده یک جرقه است تا تبدیل به جنگی در حد جنگ داخلی سوریه شود. لوسیِ نوجوان (پولین بورله)، بزرگ ترین فرزند ماری از اولین شوهر بلژیکی ­اش به خانه می آید فقط برای اینکه در اتاقش باشد. مقابله او با ازدواج در شُرُفِ وقوع ماری توسط پسر کوچک سمیر، فواد بازتاب داده می­ شود، کسی که رنجشش را شبیه علامت شرافت یک معترض با وجدان به تدریج می ­فرساید. فقط لئا دختر کوچک ماری از همسر بلژیکی ­اش از قیم خود به سختی انتقاد نمی­ کند. او به آرامی پیکار را از یک گوشه بی طرف نظاره می­ کند.

نتیجه پرهاربری برای همه این خصومت­ ها همسر سمیر است، که در تلاشی برای خودکشی پس از بلعیدن ماده شوینده در مغازه سمیر اکنون در کُما است. سمیر اصرار می­ کند که او افسردگی مزمن داشته است- اما چه چیزی او را تحریک کرده که دست به خودکشی بزند؟ آیا او به رابطه شوهرش با ماری پی برده بود؟ اگر این طور است، چگونه؟ آیا کسی از طریق یک تلفن یا ایمیل به او اطلاع داده بود؟ «جدایی نادر از سیمین» نوعی درام محکمه ­ای بود که در خانه­ های طبقه متوسط بازی شد شبیه آنچه که در «گذشته» است. در اینجا حتی یک شاهد، یکی از کارمندهای سمیر (سابرینا کوازانی) فراخوانده می ­شود تا به بی ثباتی سسیل گواهی دهد. دسیسه ها آماس می کنند و به یک فیلم توطئه محور گره می­ خورند که در تمام ارجاعاتش حتی ماده شوینده هرگز به سمت یک درام تلویزیونی منحرف نمی ­شود.

در ابتدای «گذشته» عنوان بندی روی شیشه جلوی ماشین ظاهر می­ شود، برف پاک ­کن­ ها آهسته کلمات را می ­زدایند، اما فرهادی لازم می­ بیند که تاکید کند گذشته ها هرگز نگذشته است – آن خاطرات و دلبستگی­ های قدیمی اگرچه دردناک یا خوشایند شبیه ارواح بیرحم مرده یا تقریبا مرده مکرر تکرار می­ شوند. لوسی تهدید می­ کند که نزد پدر غایبش می رود (همانطور که ایزابل کاراکتر اصلی فرانسوا اوزون در فیلم «جوان و زیبا» انجام داد). فواد از زندگی با ماری متنفر است، اما نه به اندازه­ ای که از بازگشت به خانه می ­هراسد، جایی که حضور ناپایدار مادرش حتی بیشتر قابل لمس است. احمد می خواهد آنجا را ترک کند اما به عنوان یک حزب بی­ طرف، میانجی و کاراگاه باقی می­ ماند. تنها در پایان ما کسی را که واقعا آنها را دوست دارد، را کشف می ­کنیم.

در کشف فیلمسازان در سطح جهانی، جشنواده کن معمولا دیر به مهمانی می رسد. گزینش گرهای آن معمولا باید درباره بقیه فستیوال ها (برلین، ونیز و تورنتو) که اغلب کارگردان های متمایز سال قبل در آنها معرفی شدند، به عنوان یک لیگ کوچک تر فکر­ کنند. بعد از چند فیلم امیدوارکننده، کارگردان ها برای حضور در فرنچ ریویرای والاتر ترفیع می­ گیرند. به عنوان یک نتیجه فیلمسازان مهم اغلب جای دیگری سروصدا کرده ­اند. «جدایی نادر از سیمین» خرس طلایی برلین را در سال2011 برد، قبل از تحسینش در اسکار و محبوبیت باکس آفیسی آن (فروش 7 میلیون دلاری در آمریکای شمالی، در مجموع یک پدیده برای یک فیلم ایرانی و 20 میلیون دلار فروش جهانی). اکنون «گذشته» از راه می رسد: یک کار پس از کاری بزرگ. «گذشته» بسیاری از نقاط قوت «جدایی نادر از سیمین» را دارد – مشاهده تیزبین کاراکترهای پیچیده در داستانی که شگفتی­ های آشکاری را در خود دارد- اما آنها آشنا هستند، آنها فاقد ضربه های مکاشفه­ ای فیلم اول هستند.

با هر معیاری، «گذشته» از استانداردهای والایی برخوردار است. بازیگرها به طور یکسانی عالی هستند. علی مصفا که فرانسه آموخته تا نقش احمد را بازی کند با هوشمندی تازه وارد فراخوانده شده را به نقش یک مصلح تبدیل می ­کند. برنیس بژو که مخاطبان آمریکایی را تنها از زمان «هنرمند» (2011) جسورانه پپی میلر می شناسد، نسبت به بازیگر دراماتیک اولیه اینجا باوقارتر، انفجاری ­تر و زیباتر است. اینجا تب و تاب کامل وجود دارد بخصوص از پولین بورله (کسی که بسیار شبیه ماریون کوتیاردِ جوان تر است که نقش ادیت پیافِ جوان را در «زندگی به رنگ صورتی» یا «زندگی شیرین» (2007) بازی کرد، که در آن کوتیارد اسکار بهترین بازیگر زن را برد): که در ادامه اجازه می­دهد تا لجبازی کاراکتر بشکند و تا اندازه ­ی وابستگی یک دختر بچه خُرد شود. و اگیس یک بچه زیبا با خط اخم های دائمی و طغیان های خشم کوتاه مدت، که کمک می­ کند بینندگان متقاعد شوند که این داستان به همان اندازه که در باره بزرگسالان است، درباره کودکان نیز هست. 



هیچکس نمی داند که مشکلات گذشته ­ی بزرگترها چگونه آینده بچه ها را شکل می­ دهد یا لکه دار می کند؟ این ممکن است موضوع با ارزشی برای یک فیلم خوب دیگر از فرهادی باشد.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...