- نویسنده : مایک لازال
- |
- ترجمه : سارا ترابی
- |
- منبع : سان فرانسیسکو کراونیکل
در
برابر «گذشته» فیلمهای دیگر مصنوعی به نظر میرسند. با تماشای تعامل بین شخصیتهای
این فیلم احساس میکنیم که "این زندگی واقعی است" و فقط در زندگی واقعی است که همه چیز به طرز عجیب
و غریبی مثل برق و باد میگذرد. هیچ موسیقی در متن وجود ندارد و هیچ فلاش بک و یا
افکت خاصی استفاده نشده. مردم فقط به نظر میرسد که صحبت میکنند و زندگی میکنند،
در حالی که داستان فیلم هم دارد پیش میرود.
آن را یک بار ببینید و مطمئنم که کاملا از آن لذت میبرید، حداقل به همان اندازه که از تماشای افراد در لحظهی فروپاشی عاطفیشان لذت میبرید. اما آن را دو بار ببینید، و بار دوم از آن بیشتر لذت خواهید برد، یا حداقل قادر به درک معماری بینقص کارگردان اصغر فرهادی («جدایی نادر از سیمین») در این فیلم خواهیدشد. داستان فیلم غنی است و از یک رویداد در گذشته الهام میگیرد. اما در آغاز فیلم، هیچکس داستان کامل را نمیداند، هرچند همه فکر میکنند که میدانند.
«گذشته»
از نظر مالکیت فیلمی ایرانی است (ایران آن را به رقابت اسکار فرستاده) اما بسیاری
از مخاطبان آمریکایی آن را به عنوان یک فیلم فرانسوی تماشا کردند. این فیلم در
پاریس فیلمبرداری شده، اکثر دیالوگها به زبان فرانسه است و نقش اصلی زن
فیلم
ستارهی فرانسوی "برنیس بژو" است. بازیگر فرانسوی که در ایالات متحده با
بازی سرخوشانهاش در فیلم «هنرمند» (2011) و در فرانسه برای نقشهای کمدیاش شناخته
شده است، در اینجا او نقش یک زن سرخورده را بازی میکند. او درگیر طلاق از مردیست
که هنوز دوستش دارد و میخواهد با مردی ازدواج کند که همسرش هشت ماه است که در
کماست.
در زیر پوست آرامش ظاهری زندگیشان در حال ویرانشدن است و یا شاید فرهادی میگوید که این طبیعی است که مردم حتی کسانی که حسن نیت معقولی دارند، توان ازبین بردن زندگی خود را دارند. در آغاز فیلم، ماری (بژو) میرود تا شوهرش که قصد دارد از او جدا شود، احمد (علی مصفا) را از فرودگاه بردارد. کسی که او را چهار سال قبل ترک کرده و به ایران بازگشته و حالا به فرانسه میآید تا اوراق طلاق خود را امضا کند.
قسمت عمدهی فیلم از چشم احمد دیده میشود، که در خانه ماری اقامت میکند (به اصرار ماری) و زندگی این خانواده را میبیند. ماری با یک مرد جدید ارتباط برقرار کرده، سمیر، با بازی طاهر رحیم (بازیگر فیلم«یک پیامبر»)، که همراه پسربچهی کوچک دردسرسازش آنجا زندگی میکند. ماری دارای دو دختر از مرد دیگریست. یکی دختر بچه کوچکیست، دیگری دختر 16 سالهای به نام لوسی (پولین بورله) است، که نگران و ناراحت رابطهی جدید مادرش است.
هیچ کدامشان
شرور نیستند، اما همه شریک جرم هستند. احمد مهربانترین شخصیت فیلم، با ملاحظه و
آبرومند است و با بچهها خیلیخوب ارتباط برقرار میکند، ممکن است مسئول تمام این
خرابیها باشد، به این خاطر که اول او ماری را ترک کرده. سمیر هم از خودکشی ناشی
از افسردگی همسرش (در حال حاضر در کما) رنج میبرد، اما او نیز به همسرش وفادار
نبوده است. کارهای ماری قابل درک است، اما او هم خودخواه، غیرمنطقی، از کنترل خارج
شده و مادری بیتوجه است. ماری 10 دقیقهی اول جذاب به نظر میرسد، اما بعد از
مدتی تصمیم احمد به فرار به تهران مثل یک انتخاب معقول به نظر میرسد. حتی لوسی،
یک قربانی ظاهری بیتوجهی مادر، کاملا بیگناه نیست.
هیچکس بد نیست، هیچکس هم خوب نیست و همه دلایل خودشان را دارند. این یک ایدهی فرانسوی است، بنابراین فرهادی کشور مناسبی برای فیلم خود انتخاب کرده.
اجراها
مانند بازیهای معمول سینمایی نیستند، در آن بازیگران کارهای معمول را انجام نمیدهند،
چیزهایی که شما حتی متوجه نبودشان نمیشوید. در نقش ماری، بژو ناامید و عصبانی
است، با نشانههای گاهبهگاه از زنی بانشاط که ممکن است 10 سال
پیش بوده باشد.
اما چیزی که بژو انجام نمیدهد، این است که از ما نمیخواهد او را دوست بداریم. او
یک صحنهی تحمیلی به عنوان ستارهی فیلم برای توضیح خودش ندارد. او همانند آدمها
در زندگی روزمرهشان خیلی واقعی و در عین حال رازآلود است.
همین را میتوان برای علی مصفا در نقش احمد گفت. ما او را میبینیم و ما او را دوست داریم، اما ما هرگز داستان کامل او را نمیدانیم. ما هرگز نمیدانیم که آشفتگیای که او در پس چهرهاش به دنیا نشان میدهد، به خاطر چیست. هیچ اطلاعی از اعماق وجودش نداریم. به عنوان یک کارگردان، فرهادی عمق هر چیز را با دقت در سطح نشان میدهد، نگاهها، لمسکردن دستها، لحظههای خصوصی. او سادهترین سبک دوربین را دارد. او دوربین را به سمت حقیقیترین چیزی که اتفاق میافتد نشانه میگیرد.
اما فقط فرهادی میتواند این کار را انجام دهد از آنجا که او میداند که حقیقیترین چیز در هر لحظه چیست. با تشکر از او و خودمان.
دیدگاه ها
کاملا درسته. برای تماشای فیلم های فرهادی "یک بار کافی نیست".
کاملا درسته. موافقم. با این تفاوت که من بار اول زیاد با فیلم موافق نبودم اما بار دوم که فیلم رو دیدم متوجه شدم که چه فیلم خوبیه. و الان "گذشته" یکی از فیلمهای محبوب من هست.
به نظرم بهترین فیلم فرهادی "چهارشنبه سوری" هست و بعدش "درباره الی".
نقد فوق العاده ای بود. ممنون خانم ترابی بابت ترجمه بسیار خوبتون.